تبليغاتX
پسر پائیز
  پسر پائیز

 

به عاشقانه خوش آمدید

پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388

 

 

 

 

پنجشنبه هفتم خرداد 1388

 

 

 

پنجشنبه هفتم خرداد 1388

 

 

 

چهارشنبه ششم خرداد 1388

 

تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

ما که به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم

کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پر پرت کنم

حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم

من نه قلندر شبم ، نه قهرمان قصه ها ، نه بردیه حلقه به گوش

نه ناجیه فرشته ها . ببخش اگه با سادگیم باعث آزارت شدم

تقصیر چشمای تو بود که من ...

 

 

قصه من

شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388

 

نميدونم از کجا شروع کنم قصه ي تلخ سادگيمو ...

نميدونم چرا قسمت مي کنم روز هاي خوب زندگيمو

چرا اول قصه همه دوستم مي دارن

وسط قصه مي شه سر به سر من ميذارن

تا مي خواد قصه تموم شه .... همه تنهام مي ذارن

ميتونم مثل همه دورنگ باشم .... دل نبازم

ميتونم مثل همه يه عشق بادي بسازم

تا با يک نيش زبون .... بترکه و خراب بشه

تا بيان جمش کنن

حباب دل سراب بشه .....

مي تونم بازي کنم با عشق و احساس کسي

مي تونم درست کنم ترس دل و دلواپسي

مي تونم دروغ بگم تا خودمو شيرين کنم

مي تونم پشت دلها قايم بشم .....کمين کنم

ولي با اين همه حرفها باز منم مثل اونام

يه دروغ گو مي شم ......هميشه ورد زبونام

يه نفر پيدا بشه به من بگه چکار کنم ؟!

با چه تيري اوني که دوستش دارم شکار کنم

من بايد از چي بفهمم چه کسي دوستم داره

توي دنيا . اصلا عشق واقعي وجود داره ...؟!

 

 

ارنستو چگوارا ( روحش شاد )

جمعه بیست و هشتم فروردین 1388

 

 

 

یک با یک مساوی نیست ( خسرو گلسرخی )

دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388

 

معلم پاي تخته داد ميزد صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود
ولي آخر كلاسيهالواشك بين خود تقسيم ميكردند
و آن يكي در گوشه اي ديگر " جوانان " را ورق ميزد
براي اينكه بيخود هاي و هوي ميكرد
و با آن شور بي پايان تساويهاي جبري را نشان ميداد
با خطي خوانا بروي تخته اي كز ظلمتي تاريك غمگين بود
تساوي را چنين نوشت :
يك اگر با يك برابر است
از ميان جمع شاگردان يكي برخاست

هميشه يكنفر بايد برخيزد . . .
به آرامي سخن سر داد : تساوي ، اشتباهي فاحش و محض است
نگاه بچه ها ناگه به يك سو خيره گشت و
معلم مات بر جا ماندو او پرسيد :
اگر يك فرد انسان ، واحد يك بودآيا باز هم يك با يك برابر بود ؟سكوت مدهشي بود و سوالي سخت معلم خشمگين فرياد زد
آري برابر بودو او با پوزخندي گفت :
اگر يك فرد انسان ، واحد يك بودآنكه زر و زور بدامن داشت بالا بودآنكه قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت پايين بود
اگر يك فرد انسان ، واحد يك بودآنكه صورت نقره گون ،
چون قرص مه ميداشت ،بالا بودوآن سيه چرده كه ميناليد ، پايين بود !!!اگر يك فرد انسان ، واحد يك بود
اين تساوي زير و رو ميشد حال ميپرسم يك اگر با يك برابر بود
نان و مال مفتخورها از كجا آماده ميگرديد ؟؟؟
يا چه كس ديوار چين ها را بنا ميكرد ؟؟؟
يك اگر با يك برابر بود

پس كه پشتش زير بار فقر خم ميگشت ؟؟؟
يك اگر با يك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس ميكرد ؟؟؟

معلم ناله آسا گفت :
بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد :

يك با يك برابر نيست . . .

شاعر : خسرو گلسرخی

 

 

 

دانلود ویدئوهای یوتیوب با هر فرمتی ( به راحتی )

یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388

 

 

شما با ورود به سایت می توانید با وارد کردن آدرس ویدئو آن را با فرمت های مختلف دانلود کنید.

سرعت نسبتا خوب، پشتیبانی از فرمت های مختلف و امکان دانلود با نرم افزارهای مدیریت دانلود از مزایای این وب سایت است.  کاربر می تواند ویدئوها و کلیپ های دلخواه را با فرمت های MPG ,MOV ,FLV و MP4 و حتی به صورت صوتی و با پسوند MP3 یا برای موبایل با فرمت 3GP دانلود کنید.کلیپ  هایتان را می توانید از ConvertTube دانلود کنید .

 

 

حکمت خلقت زن و تنهايي هاي انسان

یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388

 

این متن زیبا رو تقدیم می کنم واسه یکی که دیشب داشتم باهاش در مورد تنهائی صحبت می کردم و از اینکه باید تنها موند می گفت :  

در كتاب "هبوط" در "كوير" دكتر شريعتي نوشته اي در مورد حكمت خلقت حوا (زن) بعد از خلقت آدم (مرد) صحبت مي كنه.در مورد اينكه حكمت نياز به همسر چيه مي گويد، خيلي خيلي فلسفه ي زيبايي داره... و بعد از گفتن اين حكمت مي پردازم به تنهايي انسان در دنيا ... الان آدم(مرد) خلق شده و در بهشت رها شده و اين نوشته ها نجواي دروني آدم (مرد) و احساس اوست بعد از خلقتش و تنهايي به سر بردن در بهشت است:

(( چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبائي ها را تنها ديدن و چه بد بختي آزار دهنده اي است تنها خوشبخت بودن!

در بهار، هر نسيمي كه خود را بر چهره ات مي زند باد تنهائي را در سرت بيدار مي كند. هر گل سرخي بر دلت داغ آتشي است. بيشتر از همه وقت، دشوار تر از همه جا، احساس مي كنيم كه در اين "مثنوي" بزرگ طبيعت "مصراعي" ناتماميم. بودنمان انتظار يك "بيت" شدن!

در آن حال كه لذتي را با ديگري مي بريم، زيبائي يي را با ديگري مي بينيم...

اين است كه تنها خوشبخت بودن، خوشبختي يي رنجزا است، نيمه تمام است كه تنها بودن بودني به نيمه است و من براي نخستين بار و براي آخرين بار در هستي ام رنج " تنهائي" را احساس كردم. "بيكسي"، بهشت را در چشمم كوير مي نمود. تنها ديدن، تنها آشاميدن و تنها...، برزخي زيستن است.

با دردها، زشتي ها و نا كامي ها آسوده تر مي توان "تنها" ماند. در دردها دوست را خبر نكردن خود عشق ورزيدن است.تقيه درد، زيباترين ايمان است. رنج، تلخ است اما هنگامي كه تنها مي كشيم تا دوست را به ياري نخوانيم، براي او كاري مي كنيم و اين خود دل را شكيبا مي كند.

اما در بهشت چگونه مي توان بي" او" بود؟ سايه ي سرد و دل انگيز طوبي، بانگ آب، زمزمه ي مهربان جويبار ها و...چگونه مي توان دوست را خبر نكرد؟

چه بيهودگي عام و چه برزخي بي پايان است، بهشتي كه در آن او نيست. تنهائي، آزاري طاقت فرسا است.

" پروردگار مهربان من، از دوزخي، اين بهشت رهائي ام بخش! در اينجا هر زمزمه اي بانگ عزائي و هر چشم اندازي سكوت گنگ و بي حاصلي رنجزاي گسترده اي .

در هراس دم مي زنم، در بي قراري زندگي مي كنم. و بهشت تو براي من بيهودگي رنگيني، است." بودن من" بي مخاطب مانده است.

من در اين بهشت، همچون تو در انبوه آفريده هاي رنگارنگت تنهايم. " تو قلب بيگانه را مي شناسي كه خود در سرزمين وجود بيگانه بوده اي ! كسي را برايم بيافرين تا در او بيارامم"

شايد بگيد خوب اين حرفها براي زماني هست كه انسان در بهشت بوده و هنوز ميوه ي ممنوع كه ميوه ي " درخت بينائي" مي گويند، نخورده بود. ميوه اي كه تا از حلقومش فرو رفت باغ سر سبز و زندگي خوش و آرام و سر شار از لذتش در بهشت، غربت خاكي پر از رنج و تنهائي در زمين گشت! بهشت عدن را نبايد در آبها و آبادانيها و بركت و ثروت و زيبائي آن ديد،بهشت عدن را بايد در احساس و ادراك آدم و حوائي جست كه در آن بي نياز و بي درد مي زيستند.اما چرا امروز اينقدر انسان تنها است، به طوري كه، براي فرار از تنهايي خودش را با كار و درس و كتاب و...مشغول مي كند تا درد تنهائي را احساس نكند يا اقلا مدتي اين درد التيام يابد.آن " امانت" كه خدا بر زمين و آسمان ها  كوهها عرضه كرد و از برداشتنش سر باز زدند و انسان برداشت، نه عشق است، نه معرفت، نه طاعت..."مسئوليت ساختن خويش" است.

اين است كه مي گويند امانت داشتن" اضطراب آميز" است. اين اضطراب ناشي ازنفس" اختيار" است و به خصوص از اينكه نمي دانيم چه اختيار كنيم؟ استقلال خود يك نوع" تنهائي" است. شايد هم به قول الكسيس كارل: دامنه ي علم تا دورترين مرزهاي جهان گسترده است، اما در راه شناختن انسان هنوز يك گام بر نداشته است.

مثلا: تا به حال فكر كرده ايد كه چرا علي تنهاست، چرا علي ناله مي كرد، حرف دلش چه بود كه به چاه مي گفت، علي از چه مي ترسيد؟ از چه هراس داشت؟ چرا مي گفت : " آنگاه كه من نباشم، شكم گنده ي گلو گشادي شما را وا مي دارد كه به من تهمت زنيد و دشنام دهيد. دشنامم دهيد كه براي من زكات است و براي شما نجات!"چرا هنگامي كه تيغه ي پولادين شمشيري كه تيز كرده بودند و به زهر آغشته بودند، در حاليكه ذرات خونين مغزش بدان چسبيده بود در خود يافت، پنچه ي نيرومند و خشني كه همواره قلبش را مي فشرد و رهايش كرد و نخستين بار از جان فرياد كشيد كه: " به پروردگار كعبه سوگند كه نجات يافتم". و از چنين پنجه اي كه درون به خفقانش كشيده است و در تنهايي به فغانش آورده مي نالد و شيعيانش بر زخم سرش مي گريند؟!!

علي از چه مي ترسد؟ علي از چه مي نالد؟علي در طول چهارده قرن چشم به راه شيعه اي است كه بدين سوال پاسخ گويند و هنوز نيافته است.شيعه ي خاص علي، صاحب سر، علي كسي است كه اين دو را بداند.بگذريم...

و حال انسان تنها است، و به قول شاندل: انسان خود را از همه ي پديده هاي جهان كمتر و بدتر مي شناسد، و از اين رو است كه امروز با اينكه بيش از هميشه در برابر طبيعت بزرگ مسلح است، در قبال خويش سخت بي دفاع مانده است.

البته مذهب، به هر حال، بيش از علم و عرفان، بيش از تكنيك و پرستش خدا، بيش از پرتش زندگي به آدمي ،" تامل در خويش" را پديد مي آورد و " خويشتن" را طرح مي كند.

 

 

 

زن از ديدگاه مرحوم دكتر علي شريعتي

شنبه هشتم فروردین 1388

 

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...

ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر ...

مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ...

براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به

لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني ...

در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ...

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ...

او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...

او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد ...

و قرن هاست كه او عشق مي كارد و كينه درو مي كند چرا كه در چين و شيارهاي

صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بربادرفته اش را مي بيند و در قدم هاي لرزان

مردش، گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد سينه اي را به ياد

مي آورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند ...

و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد ...

و اين، رنج است.

 

 

نوروز باستانی

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387

 

                                  

 

 

 

 

 

دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

 

اي خداي تنهايان و بي کسان وبي مونسان اي مخاطب آشناي دردهاي نگفتني اگر بنا است بسوزيم طاقتمان ده واگر بنا است بسازيم قدرت مانده اي محبوب جاوداني! اگر نبود عطر حضور تو در تعفن اين لاشه هاي مردار چگونه تاب مي آورديم واگر نبود گرماي دستهاي تو در اين سرماي بي کسي چگونه سر ميکرديم؟
 

 

ولنتاین

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387

 

و باز هم یه سال دیگه گذشت... و باز هم یه ولنتاین دیگه...و باز هم تنهایی این دل...

این بار تنها تر از سال های قبل. خوش به حال اونایی که دل به دلداری دارند و دلشون به یارشون خوشه ...

این روز رو به همه عشاق تبریک میگم ، به خصوص واسه اونایی که مثل من کسی رو ندارند.

 

 

زندگی ما

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387

 

اگر از شرایط زندگی خود راضی نیستید و یا اگر فکر می کنید همه چیز بر وفق مراد شما نیست بهتر است نگاهی به متن زیر بیندازید

به نکته‌هاى زير توجه کنيد:

اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
 

اگر تاکنون از آسيب‌هاى جنگ،  تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه،  يا گرسنگى در امان بوده‌ايد، وضعيت شما از وضعيت 500 ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر می‌توانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد (يا کليسا) شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
 

اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد،  اگر کفش و لباس دارید اگر تختخواب و سرپناهى داريد،  در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.

اگر در بانکى حساب داريد، و اگر در جيب‌تان پول داريد،  شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.

اگر شما اين نوشته را می‌خوانيد،از سه خوشبختى بهره‌مندهستيد:

1- يک کسى به فکر شما بوده است.

2- شما به 200 ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.

3- و ... شما جزو  ١٪  از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.                                                                                                           

 به قول يکنفر:

    طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،

    طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشده‌ايد،

    طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمی‌بيند،

    طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمی‌شنود،

    و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.

 

و همیشه  خدا را شکر کنید .

 

 

 

 

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387

 

سلام به همه

بعد سه ماه اومدم و می خوام یه خبر خوب رو بهتون بدم .دلیل این که مدتی بود آپ نمی کردم این بود که کارمو عوض کردم و مغازه رو دادم دست کسی دیگه و یه کار جدید که خیلی وقت بود دنبالش بودم به کمک خدای مهربون و دعاهای مادرم گیرم اومد . راستشو بخواین اونقدر گرفتارم که وقت اینترنت رو هم ندارم . حالا نمی خواین بهم تبریک بگین بچه ها . منتظرتونم . شاد باشین .

لوگو جایی رو که کار می کنم رو به موقعش میذارم .الان آپلود نمیشه عکس .

 

 

تصاویری از عشق واقعی که میلیون ها نفر با آن گریه کردند

جمعه پانزدهم آذر 1387

 

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اوکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر شوهرش می باشد

 

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

 

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود  شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد .

 

 

 

آیا خداوند وجود دارد ؟

پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387

 

از شما دوست عزیز میخوام نظر خودتون رو در مورد این موضوع مهم بیان کنید . ممنون

 

پرسش:

آنگاه که یک دختر بچه ی 8-9 ساله که مادرش رادر6 سالگی از دست داده، و توسط پدر مست خود، گاه و بی گاه، بارها وبارها، بازور و کتک، برای چند صدمین بارقرار است مورد تجاوز قرار گیرد، و دختر بچه فرار میکند در بین بوته های مزرعه ی روبروی خانه یشان پنهان میشود و با تمام اخلاص و پاکی از او (خدا)میخواهد تا تبدیل به پرنده شود بلکه فرار کند و رها شود، ولی باز هم پدر او را پیدا میکند و …(خدا آنگاه کجاست؟؟؟چه میکند؟؟؟چرا تماشاگر است؟؟؟چرا آن کودک تا سن 17-18 سالگی باید دعاهای گوناگون بکند تا که شاید گناهانش بخشیده شود، تا خلاصی یابد؟؟؟

و چرا…؟؟؟و چرا…؟؟؟ و…

  

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا  آنگاه کجاست؟؟؟

 

 

 

گرفتار

شنبه هجدهم آبان 1387

 

وقتي که،دستاي باد،قفس مرغ گرفتار و شکست،شوق پروازو نداشت
وقتي که چلچله ها ، خبر فصل بهارو مي دادن ، عشق آوازو نداشت
ديگه آسمون براش ، فرقي با قفس نداشت
واسه پرواز بلند ، تو پرش هوس نداشت
شوق پرواز ، توي ابرا ، سوي جنگلاي دور
ديگه رفته از خيال اون پرنده صبور
اما لحظه اي رسيد ، لحظه پريدن و رها شدن ، ميون بيم و اميد
لحظه اي که پنجره ، بغض ديوارو شکست
نقش آسمون صاف ، ميون چشاش نشست
مرغ خسته پر کشيد و افق روشنو ديد
تو هواي تازه دشت ، به ستاره ها رسيد
لحظه اي پاک و بزرگ ، دل به دريا زد و رفت
با يه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت

 

 

جمعه دهم آبان 1387

 

 

 

یکشنبه پنجم آبان 1387

 

 

 

 

دل ما

یکشنبه پنجم آبان 1387

 

 

 

 

تست جالب روانشناسی

یکشنبه پنجم آبان 1387

 

 

به اين تست شك نكنيد. اين آخرين و استانداردترين تست شخصيت شناسى است كه اين روزها در اروپا بين روانشناسان در جريان است. پاسخهايش هم اصلاً كار دشوارى نيست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنيد. يك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابي را كه انتخاب مي كنيد يادداشت كنيد كه بتوانيد امتيازهايى كه گرفته ايد جمع بزنيد. حاضريد؟

پس شروع كنيد:

1) چه موقع از روز بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟

 
الف _ صبح،

ب- عصر و غروب،

ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى رويد؟

الف _ نسبتاً سريع، با قدم هاى بلند،

ب- نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،

.....

 


ادامه مطلب...
 

 

پدر

جمعه سوم آبان 1387

 

 تقدیم به پدر عزیز تر از جانم که روزگار نذاشت گرمی بودنش رو در کنار خود و خانواده ام احساس کنیم .

امروز سالروز دور شدن بابای فداکار و مهربانم از کنار خانواده ام است .

بابای مهربانم روحت شاد و یادت گرامی باد

پدر آن تيشه آه بر خاك تو زد دست اجل

تیشه ای بود که شد باعث ویرانی من

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند

مرگ، گرگ تو شد، اي يوسف کنعانی من

مه گردون ادب بودي و در خاك شدي

 خاك، زندان تو گشت، اي مه زنداني من

 از ندانستن من، دزد قضا آگه بود

چو تو را برد، بخنديد به نادانی من

آن که در زير زمين، داد سر و سامانی

کاش می خورد غم بی سر و سامانی من

بسر خاك تو رفتم، خط پاکش خواندم

 آه از اين خط که نوشتند بر پیشانی من

رفتي و روز مرا تيره تر از شب کردي

بی تو در ظلمتم، اي ديده نوراني من

 بي تو اشك و غم و حسرت همه مهمان منند

قدمی رنجه کن از مهر ، به مهمانی من

صفحهء روي ز انظار، نهان ميدارم

 تا نخوانند بر اين صفحه، پریشانی من

دهر، بسيار چو من سربگريبان ديده است

 چه تفاوت کندش، سر به گریبانی من

عضو جمعيت حق گشتي و ديگر نخوري

غم تنهائي و مهجوري و حيرانی من

گل و ريحان آدامين چمنت بنمودند

که شكستي قفس، اي مرغ گلستانی من

من که قدر گهر پاك تو ندانستم

ز چه مفقود شدي، اي گهر کانی من

من که آب تو ز سرچشمهء دل ميدادم

 آب و رنگت چه شد، اي لالهء نعمانی من

من يكي مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد

که دگر گوش نداري به نوا خواني من

گنج خود خوانديم و رفتي و بگراشتیم

اي عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من !

 

 

سفر زیارتی و سیاحتی همیشگی آخرت

جمعه بیست و ششم مهر 1387

 

بسمه تعالی

ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل کنید :

نام : انسان          نام خانوادگی : آدمیزاد          نام پدر : آدم           نام مادر :حوا                  

 لقب : اشرف مخلوقات         نژاد : خاکی         صادره از : دنیا      ساکن : کهکشان راه شیری

  منظومه شمسی : زمین

ساعت حرکت و پرواز : هر وقت که خدا بخواهد

مکان : بهشت اگر نشد جهنم

وسایل مورد نیاز : 

1. چند متر پارچه سفید            2. عمل نیک         3. انجام واجبات و ترک محرمات       

 4. امر به معروف و نهی از منکر         5. دعای والدین و مومنین          6. نماز اول وقت     

  7. ولایت ائمه اطهار    ۸. عمل صالح ، تقوا و ایمان

توجّه :

1. خواهشمند است جهت رفاه حال خود خمس و زکات را قبل از حرکت پرداخت نمائید .

2. از آوردن ثروت، مقام و ماشین حتی داخل فرودگاه خودداری نمائید .

3. حتما" قبل از حرکت به بستگان خود توضیح دهید تا از آوردن دسته گلهای سنگین ، سنگ قبر گران و تجملات و مراسمهای پر خرج خود داری نمایند .

4. جهت یادگاری قبل از پرواز اموال خود را بین فرزندان مشخص کنید .

5. از آوردن بار اضافی از قبیل : حق الناس ، غیبت ، تهمت و غیره خود داری کنید .

 

برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر ( ص ) مراجعه نمائید .

در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید .

186 سوره بقره      45 سوره نساء         129 سوره توبه        55 سوره اعراف

1-3 سوره طلاق

سفر آسوده ای را برای شما آرزومندیم

سرپرست کاروان حضرت عزرائیل

 

 

فرشته ای به نام « مادر »

سه شنبه شانزدهم مهر 1387

 

کودکي که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد مي گويند که فردا مرا به زمين مي فرستي اما من به اين کوچکي و ناتواني چگونه مي توانم براي زندگي آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد از ميان فرشتگان بيشمارم يکي را براي تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و حامي و مراقب تو خواهد بود.کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اينجا در بهشت جز خنديدن و آواز و شادي کاري ندارم.خداوند لبخند زد:فرشته تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.

کودک ادامه داد:من چطور مي توانم بفهمم که مردم چه ميگويند در حالي که زبان آنها را نمي دانم؟ خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زيباترين وشيرين ترين واژه هايي راکه ممکن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني. کودک با ناراحتي گفت: اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟ و خداوند براي اين سوال هم پاسخي داشت: فرشته ات دستهاي تو را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو مي آموزد که چگونه دعا کني .

کودک سرش را برگرداند و پرسيد: شنيده ام در زمين انسانهاي بد هم زندگي مي کنند؛ چه کسي از من محافظت خواهد کرد.

خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتي اگر به قيمت جانش هم تمام شود.

کودک ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل که نمي توانم تو را ببينم غمگين خواهم بود.

خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد، اگر چه من همیشه در کنار تو هستم.

در آن هنگام، بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين به گوش مي رسيد. کودک مي دانست که بزودي بايد سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را به آرامي از خداوند پرسيد: خدايا، اگربايد هم اکنون به دنيا بروم لااقل نام فرشته ام را به من بگو. خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهميت ندارد

ولي مي تواني او را مادر صدا کني ...

 

 

 

سه شنبه شانزدهم مهر 1387

 

خداوندا !

 اگر روزي بشر گردي

 ز حال ما خبر گردي

 پشيمان مي شوي از قصه خلقت

 از اين بودن از اين بدعت

 خداوندا !

 نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا

 چه دشوار است

 چه زجري مي کشد آنکس که انسان است

 واز احساس سرشار است . . .

 

 

 

دوشنبه پانزدهم مهر 1387

 

 

 

انتظار

دوشنبه هشتم مهر 1387

 

هميشه

با هميشه

در انتظار نيامدنت                    

سکوت مي کنم

و از تو ... .

مي آيي ؟

 نمي دانم اما

خوب مي دانم که نمي آيي

و اين قصه را به هيچکس نمي گويم

حتي به تو .

امروز چقدر انتظار نيامدنت را کشيده ام .

باور کن شايد ، باور نکني

در ازدحام  اين همه آدم

سخن گفتن را فراموش کرده ام .

 

 

یا علی

یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

 

 

 

 

روز پدر

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387

 

می خواست قلم نقطه ی ضعفش بنگارد        بیچاره ندانست علی نقطه ندارد

         میلاد مسعود فخر بنی آدم

                                  قاعد غرّالمهجلین

                                                خانه زاد بیت المعمور

                                                               شهید سجاده  سحرگاه

                                                                                  قدوهَ العرفاء والمتهجدین

 

              میلاد امیر مومنان علی ابن ابی طالب (ع) و روز پدر خجسته باد

 

پدر مهربانم ‌با اینکه پیشم نیستی و هیچ وقت نتونستم خوب بشناسمت اما یادت همیشه برایم زنده خواهد ماند .      روزت مبارک  

 

قدر پدر و مادر رو تا وقتی کنارمون هستن بدونیم

 

 

 
 

 

آرشيو مطالب

مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
 

پیوندهای روزانه

وبگردی در بلاگفا
 
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل

پيوند ها

گوکان اوزان
لیست موزیک ترکی
موزیک ترکی
سایت ترکهای مازندران
باریش مانچو
سایت ترکهای ایران
ماهسون
احمد کایا
تارکان
وب سایت فارسی طرفداران امراه
وب سایت فارسی طرفداران ماهسون
ملکه زیبایی و موسیقی ابرو گوندش
وبلاگ طرفداران امراه
پری مهربون
زن‌نوشت
امشاسپندان
كانون زنان ايرانی
انتظار سبز
دوستان
کمند عشق
دلتنگی های من
کيوسا دانلود
قالب وبلاگ
 

امکانات جانبی

RSS 2.0
 

Designed By ParsTheme